گفت پیغامبر که نفحت های حق اندرین ایام میآرد سبـق گوش و هش دارید این اوقات را در ربایید این چنین نفحات را نفحه آمد مر شما را دید و رفت هر که را میخواست جان بخشید و رفت «مولانا» ترديدي نيست كه ماه هاي مباركي چون «رمضان» و شب هاي پر ارزشي چون «ليالي قدر» همه و همه فرصت هاي درخشاني هستند تا ما آدميان در خلال آن به لايه هاي عميق تر زندگي ومعرفت ديني دست يابيم زيرا مهمترین ویژگی تجربه دینی آن است که دین دریافتی لذت بخش از تجربه عمیق حقیقت است و از پوسته و ظواهر فراتر رفته و به لب و مغز دین دست می یابد. چنین تجربه ای بیش از همه توام با ایمان و معرفت و در مراتب بعدی قرین یک عشق آسماني است. این عشق از یک سو به مبدا آفرینش است و همین عشق است که التزام به احکام عبادی مانند نماز را هموار می سازد و بلکه به آن روح و معنا می دهد. سوی دیگر این عشق متوجه خلایق است، لذا مناسبات انسان با دیگران در سایه این عشق مفهوم دیگری می یابد. کسى که به عشق پاک نایل می شود از امراض نفسانى همانند کینه و رشک و آز می رهد و با خلایق با دلی گشاده و آکنده از محبت برخورد می کند و در سايه چنين دريافتي است كه تنگ نظري ها جاي خود را به گشاده دستي و كينه ها جاي خود را به محبت و همراهي مي دهد و اگر قرار باشد مناسك عبادي يا ماه هاي روحاني صرفا به مناسبت هاي تقويمي يا اعمال نهادينه شده و بي روح تبديل شوند ،لاجرم تحولي صورت نمي گيرد و رفتارها و آيين هاي عبادي و نظاير آن به تقليدي مشمئزكننده و بي تاثير تبديل مي شود: خلق را تقلیدشان بر باد داد ای دو صد لعنت بر این تقلید باد دنياي امروز، دنيايي آكنده از چالش ها و مشكلاتي است كه از يك سو روح وجسم و از سوي ديگر معيشت و زندگي روزمره انسان ها رادر معرض انواع تهديدها قرار داده ا ست و جامعه اسلامي و ايراني ما نيز خارج از دايره اين مشكلات نيست و نگاهي گذرا به اخبار و برخي مسايل فردي ،اجتماعي و سياسي جامعه ايراني به خوبي نشان مي دهد كه تا رسيدن به وضعيت مطلوب،راه زيادي در پيش است . در خلال ماه مبارك رمضان هموطنان اين فرصت را پيدا كردند كه شنونده انواع مواعظ اخلاقي و توصيه هاي ديني باشند و شايد اغراق نباشد اگر بگوييم شهروند ايراني بيش از هر انسان زميني ديگري در زندگي روزانه خود و از طريق رسانه ها،محيط كار،ديوار نوشته ها و منابر؛ سخن از اخلاق مداري و حسن سلوك مي شنود اما در عين حال نمي توان منكر اين حقيقت آماري شد كه متاسفانه با وجود كثرت اين توصيه ها و مواعظ ،در ميزان جرايم و سوء رفتارهاي فردي و اجتماعي، تفاوت چنداني ميان جامعه ما و ديگر جوامع كمتر ديني مشاهده نمي شود و اين شائبه وجود دارد كه با وجود سخن از افزايش روز افزون حافظان قرآن ،مسابقات متعدد حفظ و روخواني قرآن، احداث مساجد و تكايا،ساخت كوچكترين و بزرگترين قرآن جهان در ايران،بافت قرآن به شكل فرش نفيس،اجراي طرح هاي مختلف اخلاقي،افزايش گشت هاي ارشاد،اجراي طرح اينترنتي صلوات براي امام زمان (ع)و غيره؛ آمار طلاق و قتل و رشوه و جرايمي از اين دست همچنان رو به افزايش است و از همه اينها نامبارك تر آنكه حوزه هاي مهمي چون حوزه سياست، شاهد انواع بي اخلاقي هاست به نحويكه هيچ تناسبي ميان آن اخلاق مداري ها و توصيه به اخلاق و حسن سلوك از يك سو و آمار نگران كننده كنوني وجود ندارد. اينجاست كه در هر ذهن كنجكاوي اين فكر خطور مي كند كه شايد بهتر بود به جاي افزودن به ضخامت پوسته بيروني دين و اخلاق و به جاي توجه به «ظواهر» و« قشر» دين، كمي نيز به عمق و مقصود آن توجه مي شد و بسان دوران صدر اسلام -كه حافظ قرآن، كم بود و عامل به قرآن، زياد-به جاي آنكه «اخلاق»و«دين»وجه المصالحه منافع فردي شود ، به عامل رشد وتعالي فردي تبديل شود و به جاي آويختن زمزمه هاي ديني بر گوش آدميان، معاني و پيامدهاي عيني آن با روح و جان انسان ها آميخته مي شد ،چنانكه مولانا مي گويد: در صحابه کم بـُدی حافظ کسی گرچه شوقی بود جانشان را بسی قشر جوز و فستق و بادام هم مغز چون آگندشان شد پوست کم سخن را با پايان ماه مبارك رمضان آغاز كرديم و اكنون نيز با لحظان و ماه هاي ديگري روبروييم كه آنها نيز به فراخور نشانه هاي غير قابل انكاري از رحمت و معرفت الهي را در خويش دارند و در اين ميان شايسته تر آنكه به جاي سپردن گوش به كلمات و اندام به رفتارهاي معمول ،جان را به درك عميق تري از مفهوم انسان ،اخلاق وجامعه بسپريم تا شرايطي ايجاد شود كه رمضان به جاي برهه اي از مناسبات تقويمي و مقدمه اي در سخنان تكراري ،مفهومي در زير ساخت هاي مديريت شده فردي و اجتماعي باشد.
ماه مبارك رمضان با تمام بركات و لحظات خاطره انگيز و معنوي اش به پايان رسيد و مومنان پس از يك ماه امساك از خوردن طعام و ديگر محرمات، اين ماه را به پايان رسانيدند و هريك به فراخور، خود را در مسير «نسيم» رحمتي قرار دادند كه ذات باري هر از چند گاهي بر شدت آن مي افزايد تا بندگان ؛خود را در مسير آن قرار دهند و بهره ها گيرند؛ چنانكه پيامبر اكرم فرمود:«ان لربکم في ايام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها»(آگاه باشيد كه خداوند در زمان هايي براي شما نسيم هايي -از رحمت-قرار داده است، پس بر شما باد كه-از آن نسيم ها -روي برنگردانيد):
مساله ديگري كه شايد ذكر آن در اينجا بيراه نباشد آن است كه نبايد از ياد برد تا زماني كه كنار نهادن اخلاق ،تخريب اشخاص با كلمات به ظاهر ديني،سپر قراردادن مفاهيم ارزشي و اخلاقي براي پيشبرد مطامع سياسي و اجتماعي و بيشتر اقتصادي در جامعه اي متضمن« منافع فراوان» باشد و به اصطلاح ،بي اخلاقي «جواب»بدهد نمي توان از كلمات و سخنان آهنگين و مشحون از كلمات آسماني و الهي، انتظار معجزه داشت و زماني جامعه مسير بهبود و صلاح را مي پيمايد كه بي اخلاقي صرف نظر از مجازات هاي آسماني و زميني ،براي خود فرد ؛متضمن مرارت و مشكلات فراوان گردد و فرد فرد شهروندان در سايه مديريت صحيح اجتماعي و سياسي در يابند كه اصولا جامعه به دليل سطح بالاي معرفت و فرهنگ پذيراي جنحه و جرم نيست وهرجا خبط و خطايي روي دهد- پيش از آنكه كسي بدان رسيدگي كند -خود مرتكب به دليل بنيان هاي استوار جامعه، سرخورده و ناكام مي ماند و في المثل اگر وجود فرهنگ صحيح رسانه اي،ابزارهاي نظارتي دقيق و ترويج آموزه هاي غير خرافي، شرايطي را ايجاد كند كه «سخنان بيهوده و غيرعلمي »مخاطب نيابد و توسط رسانه ها ترويج نشود و مورد حمايت قرار نگيرد؛خود«فرد»،دست از اين عمل بر مي دارد زيرا اصولا «منافعي»در تكرار آن نمي بيند و اگر چنين شرايطي نباشد، پيداست كه مواعظ اخلاقي و ديني نمي تواند مانع چشم پوشي افراد از منافع مترتب بر «عوامفريبي»،«ريا»و«بي مسووليتي» شود.
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت
12:5 توسط محمد عليخاني| |

