تبليغاتX
خورشید - ترقی معکوس!

خورشید

سخن اول:
این روزها در بیشتر محافل سخن از کمبود یا افزایش ناگهانی و تناوبی  مواد غذایی چون برنج و آرد و نان و قند و...است  .امروز از دوستی شنیدم که در برخی مناطق استان قزوین، مردم به شدت با کمبود نان مواجه اند ،تا جایی که صفوف طویلی برای خرید نان ایجاد شده و هر عدد نان لواش در برخی نقاط به قیمت سیصد تومان به مردم فروخته می شود.

تقاضای بیش از اندازه نان البته دلیل روشنی دارد و آن این است که اقشار کم درآمد مجبورند، برای سیر شدن افراد تحت تکفل خود نان را جایگزین دیگر مواد غذایی خانواده کنند و در گرانی گوشت برنج میوه و...این نان است که هم معده را پر می کند و هم با درآمد اندک این عده تطابق دارد ؛هرچند همین نان نیز ظاهرا به کیمیایی تبدیل شده است که اگرچه بخشی از آن در قالب «بحران جهانی غذا »قابل درک است اما بخش عمده آن ناشی از عدم برنامه ریزی دولتی است که در اجلاسی همچون اجلاس فائو در ایتالیا برای حل بحران جهانی غذا برنامه می دهد اما خود فراموش می کند تا دست کم مانند فیلیپین- پیشاپیش با خرید گندم مورد نیاز- مانع از بروز بحران شود و این حکایت دولتی است که قرار بود پول نفت را بر سر سفره بیاورد اما نه تنها این اتفاق نیفتاد که نان را هم از این سفره منتظر فراری داد!!


 سخن دیگر:
گاهی شنیده - یا بهتر است بگویم - خوانده می شود که عده ای پس از گذشت سالها از دوم خرداد 76 قلم تحلیل به دست می گیرند و کلماتی را کنار هم می چینند که نتیجه نهایی آن - به اصطلاح قدیمی ها - مرغ پخته را هم به خنده می اندازد.قریب ده سال از دوم خرداد می گذرد و امروزموافق و مخالف به این حقیقت اذعان دارند که یکی از عمده ترین ضعف های آن ،عدم برقراری توازن میان مطالبات مدنی و معیشتی مردم بود.

تئوریسین های دوم خردادی در حالی سخن از جان لاک و هابز و حقوق شهروندی می زدند که فراموش کرده بودند به شکل همزمان فکری هم به حال جمعیت انبوه زیر خط فقر بکنند،در حالی 18 برومر و انقلاب فرانسه و مشروطه و هزاران سخن دیگر از این دست به محک نقد گذاشته می شد که کسی به فکر آن خیل عظیمی نبود که از قضا چندان هم با این عبارات آشنا نبودند و بیشتر دغدغه نان شب را داشتند.


آری! مطالبات مدنی امری مهم است و دوم خردادی ها دست بر موضوع مهمی گذاشته بودند اما در این میان تکلیف آن درصد بالای مردم عامی که دغدغه شان صرفا قوت لایموتشان بود، چه می شد؟اینهمه اتفاق افتاد و هیچ کس توجهی نکرد که در مدت زمانی اندک مردم از همراهی با نخبگان خسته خواهند شد و دل به وعده کسانی خواهند سپرد که با شعارهای گرسنه پسند اما تهی و خیالی یکسره دودمان تاک و تاک نشان را بر باد خواهند داد و همین اتفاق هم افتاد و دیدیم چگونه گروهی با وعده های معیشتی، دل خلق را به سوی خود جذب و با اصلاحات کاری کردند که اکنون در این وضعیت بسر می برد.


تا اینجا سخن از دیروز بود اما امروز چه؟هیچ کس منکر ضرورت مطالبات مدنی مردم نیست اما آیا می توان پذیرفت که اصلاح طلبی بر پیگیری مطالبات مدنی محدود و با نفی مشکلات معیشتی آنان دنبال شود؟این چگونه برداشتی از اصلاح طلبی است که درآن اندک اعتراض به بی برنامه گی اقتصادی دولت معادل بی توجهی به مطالبات مدنی و عدول از اصلاح طلبی تلقی می شود اما مویه های گاه و بیگاه و سخن از موضوعاتی انتزاعی آن هم از سوی کسانی که در حلقه دو یا سه نفره خودشان هم دسته بندی دارند مصداق اصلاح طلبی است؟

اصلاحات چیزی جز پیگیری مطالبات مدنی و البته معیشتی مردم نیست و اندک تلاشی که در این راستا صورت می گیرد به جای خویش مغتنم است و این حقیقت با داشتن کمی واقع بینی اجتماعی قابل اثبات است ،بنابر این چه بهتر است به جای تحلیل های ناشی از عقده های شخصی ،سرخوردگی و برداشت های محض و تئوریک به واقعیت هایی توجه داشت که اساس مطالبات مردمی را بوجود آورده و ماهیتی اقتصادی،مدنی ،فردی و البته اجتماعی دارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 0:43  توسط محمد عليخاني  |