استان قزوين با مساحت 15549 كيلومترمربع در همسايگي استانهاي تهران، مازندران، گيلان، زنجان، همدان و مركزي قرار دارد. جمعيت اين استان در سال 1385 برابر 200/143/1 نفر اعلام شده است. برآوردهاي انجام شده، جمعيت اين استان را در سال 1410 حدود 000/200/2 نفر تخمين ميزند. تراكم جمعيت در سال 1385 حدود 74 نفر در هر كيلومترمربع اعلام و تراكم خانوار 88/3 و سهم شهرنشيني 68 درصد است.
استان قزوين از لحاظ سوابق فرهنگي و تاريخي و پتانسيل عظيم آب و خاك و موقعيت خاص جغرافيايي و استراتژيك كه در مسير شش استان مهم و فعال كشور قرار دارد، ميتواند يكي از قطبهاي بزرگ اقتصاد كشور شود، منوط بر اينكه پروژههاي توسعه منابع آب به سرعت انجام و كمبود آب منطقه رفع گردد.
مهمترين بخش اين استان، دشت قزوين با مساحت حدود 500 هزار هكتار است كه داراي 320 هكتار زمينهاي درجه يك و دو قابل آبياري دارد كه تنها 160 هزار هكتار آنها توسط آبهاي زيرزميني و آبهاي سطحي به خصوص آب استحصالي از طالقان آبياري ميگردد. با اين شرايط ملاحظه مي شود كه كمبود آب در منطقه چشمگير است، به خصوص وقتي كه نياز رو به افزايش شرب و صنعت هم به اين كمبود اضافه ميگردد.
در حال حاضر مصارف شرب و بهداشت 86 ميليون مترمكعب در سال، مصارف صنعت 49 ميليون مترمكعب و مصارف كشاورزي 2250 ميليون مترمكعب برآورد شده است. مجموع آب توليد شده در اين محدوده حدود 2380 ميليون مترمكعب است كه سهم آب زيرزميني معادل 1780 ميليون مترمكعب و جريانهاي سطحي معادل 600 ميليون مترمكعب است كه از اين مقدار حدود 287 ميليون مترمكعب در سال بايد از سد طالقان منظور گردد.
عمده منابع آب زيرزميني استان در دشت قزوين قرار دارد كه براساس آمارهاي كشاورزي كل اراضي آبي استان 400/162 هكتار، اراضي ديم 94400 هكتار، باغات شهر 70000 هكتار و باغات غيرمثمر 3500 هكتار است. مقايسه ميزان برداشت از آبهاي زيرزميني در سالهاي مختلف نشان ميدهد كه اين برداشت در سال آبي 51- 1350 حدود 122 ميليون مترمكعب و در سال 1381 حدود 1788 ميليون مترمكعب است كه با عنايت به اين مقدار برداشت، سطح آب زيرزميني به شدت افت كرده كه حداكثر اين افت در طول 28 سال در نواحي جنوب غربي قزوين حدود 30 متر است كه به طور متوسط سالانه يكصد ميليون مترمكعب از مخزن اضافه برداشت صورت گرفته است كه در سالهاي 76- 1375 كه شروع دوره خشكسالي ميباشد، روند اضافه برداشت افزايش يافته و به 320 ميليون مترمكعب در سال رسيده است.
مشخصات ابعاد هندسي آبخوان دشت قزوين نشان ميدهد كه اين آبخوان حالت كاسهاي داشته و به صورت يك مخزن عظيم زيرزميني با سطحي حدود 3000 كيلومترمربع و ضخامت متوسط 135 متر كه 120 متر آن لايه آبدار ميباشد، تشكيل شده كه حجم آب ذخيره شده در اين مخزن حدود 18 ميليارد مترمكعب است.
با عنايت به اينكه سطح آب زيرزميني حدود 15 متر افت نموده، مشاهده ميشود كه از مقدار آب مخزن زيرزميني دشت حدود 5/2 ميليارد مترمكعب كاسته شده كه اين افت به دليل برداشت بيش از ميزان تغذيه از آبخوان دشت ميباشد، لذا جهت ثابت نگاه داشتن سطح آب زيرزميني ميبايست سالانه به طور متوسط 200 ميليون مترمكعب به سفره تزريق نمود. با يك نگاه گذرا ميتوان دريافت كه با توجه به استعداد فراوان اين منطقه، تخصيص منابع آب جديد راهگشاي مسير توسعه در محورهاي كشاورزي، صنعت و رشد جمعيت ميباشد.
تامين منابع آبي جديد براي دشت قزوين نه تنها از افت آبهاي زيرزميني منطقه جلوگيري ميكند، بلكه امكان حل مشكلات فرامنطقهاي را نيز ميسر ميسازد. در اين مورد ميتوان به مسايلي نظير انتقال صنايع مزاحم از اطراف تهران و ايجاد شهرهاي جديد مستقل با هدف جذب سرريز جمعيتي تهران اشاره نمود.چون كسري مخزن آب زيرزميني بيش از ميزان آبهاي خروجي ميباشد، تامين اين كسري در دشت قزوين ضروري است و براي جبران كمبودها حتماً بايد انتقال آب از حوزههاي مجاور به دشت قزوين صورت گيرد.
انتقال آب بين حوزهاي در كشور قبلاً هم مورد توجه بوده و از ميان تعدادي پروژههاي زياد انتقال آب بين حوزهاي موارد مهم زير قابل ذكر است؛
1- انتقال آب از سر شاخههاي دز به زاينده رود.
2- انتقال آب از سرشاخههاي كارون به زايندهرود.
3- انتقال آب سرشاخههاي دز (در استان لرستان) به حوزه ايران مركزي.
4- انتقال آب از حوزه سيروان و ساير رودخانههاي مرزي غرب به مناطق گرمسيري.
5- انتقال آب از حوزه حريررود به كرمان،
با توجه به توضيحات فوق و مطالعات مهندسين مشاور مختلف، امكان انتقال آب الموت و حوزههاي مجاور نظير سرشاخههاي البرز شمالي نظير رودخانههاي دو هزار و سه هزار به منطقه قزوين شدني و امكانپذير است و به دليل ضرورت امر ميبايد هر چه زودتر اين پروژه هم انجام شود.
رودخانههاي دو هزار و سه هزار از رودخانههاي مستقل و نسبتاً مهم حوضه آبريز درياي خزر بوده و در شهرستان تنكابن قرار دارد. اين دو رودخانه در ارتفاعات بلند تخت سليمان و خشكچال سرچشمه ميگيرند و بعد از به هم پيوستن به نام رودخانه چشمه كيله به درياي خزر ميريزند. به دليل شيب زياد منطقه امكان احداث سد و ذخيرهسازي آب در اين منطقه غيرممكن و آب اين رودخانه به سرعت از دسترس خارج و به دريا ميريزد و اگر با احداث تونل، جريانهاي بهنگام اين رودخانه به منطقه الموت و سپس به دشت قزوين منتقل گردد، در اين دشت پهناور مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
متوسط بارش سالانه اين حوزه حدود 800 ميليمتر و حجم آبدهي سالانه در ايستگاه هرات برابر 433 ميليون مترمكعب است كه به راحتي با احداث تونلهايي ميتوان 160 ميليون مترمكعب اين منابع را به حوزه الموت و سپس به منطقه قزوين منتقل نمود. سرشاخههاي مهم اين رودخانهها بن رود، تنگه چال، تيرم، دوهزار، ولم رود و هردورود ميباشند.
در غرب حوزه آبريز اين رودخانه حوضه آبريز رودخانه پل رود، قرار گرفته كه رودخانه نسبتاً بزرگي است و داراي رژيم برفي- باراني بوده و دوران پرآبي آن در بهار و پاييز است.سرشاخههاي اوليه اين رود از كوههاي سراش و خشچال واقع در 50 كيلومتري شمال قزوين سرچشمه ميگيرد.
نتيجه گيري:
براي تامين آب منطقه قزوين دو راهحل كوتاه مدت و درازمدت پيشنهاد ميگردد.
1- راهحل كوتاه مدت
مهندسين مشاور تهال پس از يك مطالعه دو ساله در دشت قزوين، 3 جلد گزارش امكانيابي براي توسعه دشت قزوين ارايه نمودند كه مهمترين بخش اين گزارشات در مورد امكان توسعه منابع آب در منطقه بود. براساس پيشبيني مشاور براي هر سه سال خشكسالي پي در پي راه چاره اين طور توصيه شده كه با حفر 200 حلقه چاه تلفيقي در اطراف كانالها در سه سال خشكسالي پي در پي، از سفره آبهاي زيرزميني استفاده نموده و بعد از خشكسالي در سالهاي تر به عوض از آبهاي سطحي استفاده و نسبت به تغذيه سفره اقدام گردد. در صورتي كه دبي (آبدهي) هر چاه به طور متوسط 50 ليتر در ثانيه در نظر گرفته شود، آب قابل برداشت از سفره زيرزميني حدود 10 مترمكعب در ثانيه و معادل 300 ميليون مترمكعب در سال خواهد بود كه براي سه ماه از سال معادل 75 ميليون مترمكعب ميشود، مفهوم پيشنهاد مشاور اين است كه اگر براي مدت سه سال خشكسالي پياپي حدود 225 ميليون مترمكعب از سفره عظيم 18 ميليارد مترمكعبي اضافه برداشت شود و در سالهاي تر اين برداشت جبران شود، صدمه و لطمهاي به آب زيرزميني در طولاني مدت وارد نخواهد شد.
متاسفانه پس از حفر چاههاي تلفيقي در سالهاي گذشته تعداد زيادي از آنها با سياستهاي اشتباه وزارت نيرو با قيمتهاي ناچيز به افراد شخصي واگذار و اين طرح درست مهندس مشاور به هم ريخت، به طوري كه اكنون حداكثر بيش از صد حلقه از اين چاه در مدار نميباشد، بديهي است اگر بخواهيم خشكسالي امسال را جوابگو باشيم، بايد هر چه زودتر نسبت به حفر صد حلقه چاه تلفيقي اقدام و كمبود آب سطحي كانالها را با فشار بر روي آبهاي زيرزميني جبران كنيم.
در اينجا قابل يادآوري است كه پيشبيني مشاور در سال 1346 با عنايت به مواردي كه در طول اين چهل سال گذشته اتفاق افتاد، كاملاً درست بوده و تنها اشتباه وزارت نيرو در فروش چاههاي تلفيقي برنامه اصلي را به هم زده و بحران را در منطقه در سالهاي خشكسالي دامن زده است.
2- را ه حل بلند مدت (انتقال آب حوزههاي مجاور )
در كوههاي شمالي قزوين و در دره الموت، رودخانه شاهرود با حجم 1/1 ميليارد مترمكعب آب سالانه در جريان است و براساس مطالعات گذشته انتقال سالانه 700 ميليون مترمكعب اين آب از محل دوشاب توصيه شده است. چون ارتفاع رودخانه 300 متر كمتر از ارتفاع محل ورودي آب در باراجين به دشت قزوين است در اين پروژه حجم عظيمي از آب ميبايد پمپاژ شود كه برق فراواني را نياز دارد. با عنايت به شرايط مملكت، كارشناسان در امتداد رودخانه الموت محلي را پيدا كردند كه بدون احتياج به پمپاژ، آب را ميتوان توسط احداث تونلي به طول 8/33 كيلومتر به دشت قزوين منتقل نمود؛ حجم آب انتقالي حدود 250- 300 ميليون مترمكعب برآورد شده است.
براي تكميل پروژه انتقال آب، مطالعات جامع ديگري انجام شده كه انتقال سالانه 160 ميليون مترمكعب آب سرشاخههاي شمالي البرز (دو هزار و سه هزار) و انتقال سالانه 240 ميليون مترمكعب آب سرشاخههاي ديگر حوزههاي البرز شمالي و الموت و شاهرود به دشت قزوين امكانپذير است. طي يك برنامه 20 ساله ميتوان 700 ميليون مترمكعب آب الموت و سرشاخههاي حوزههاي مجاور را به دشت قزوين منتقل كرد و اين يكي از بهترين راهحلهاي تامين آب درازمدت دشت قزوين است. ناگفته نماند كه در برنامههاي 50 ساله ميتواند انتقال آب حوزه سيروان به قزل اوزن و سپس به جنوب دشت قزوين مطرح گردد.

نقشه بالا در اندازه بزرگ را در اینجا ببینید
