از۲۲خرداد که انتخابات برگزارشد، تا کنون؛ به دفعات سعی کرده ام که مطالبی را در مورد رویدادهای ناگوار و تاسف انگیز اخیر بنویسم، اما شتاب تحولات؛ درکنار محدودیت های اعمال شده بر وسایل ارتباط جمعی - به خصوص اینترنت- مانع از آن شد که وبلاگم را به روز کنم.
دراین مدت البته به دفعات و از نزدیک شاهد برگزاری راه پیمایی های مردم معترض به نتیجه اعلام شده بودم.
آنچه دراین مدت دیده ام، خشم و ناراحتی مردمی است که با تمام و جود احساس می کنند که به آنها خیانت شده است و متاسفانه ادبیات بسیار زننده رییس جمهور در مراسم به اصطلاح «جشن پیروزی» و «خس و خاشاک» لقب دادن مخالفانش، این ناراحتی را تشدید کرد. با این وجود ،حتی یک بار ندیده ام که مردم برای ابراز خشم و ناراحتی خود به خشونت متوسل شوند و خوشبختانه این درک درست بوجود آمده است که در شرایط کنونی این تمامیت خواهان هستند که تلاش دارند تا با تحریک مردم و وادار کردن آنها به انجام کارهای غیر عقلانی و خشونت بار، با زهم به نتایج سناریوهای ناکار آمد خود، دلخوش کنند.
نکته مهم دیگری که در این روزها به آن رسیده ام، این است که می بینم؛ دستگاه های ذیربط فاقد راهبردی عقلانی و درست برای حل مشکلات اند و سیاست های نخ نما - به خصوص در صدا و سیما -صرفا در جهت پاک کردن صورت مساله است و این تصور اشتباه وجود دارد که با «اراذل و اوباش» خواندن مردمی که تا دیروز« ملت غیور و همیشه در صحنه» نامیده می شدند، می توان بر اشتباهات فاحش ، نقاب مستوری کشید.
اکنون یکی از پرسش های اساسی این است که آیا می توان نتیجه اعلام شده را مخدوش و مستحق ابطال دانست؟پاسخ من به این پرسش، مثبت است و اگر مثال «بازی فوتبال » آقای احمدی نژاد را- در مورد این انتخابات بپذیریم- چند مساله قابل تامل خواهیم داشت :
۱- برخی از اعضای شورای نگهبان در آستانه انتخابات - و حتی قبل از آن- به صراحت از آقای احمدی نژاد حمایت کرده بودند و فردی چون آقای غلامحسین الهام، اصلا سخنگوی این دولت است! انطباق این مساله با بازی فوتبال مثل آن است که داور و کمک داور نسبت به جانبداری از یک تیم احساس تعهد کنند یا آنکه عضوی از تیم در حال مسابقه باشند!
۲- مطابق قانون، تخریب در انتخابات ممنوع بوده است و ایراد اتهام بی پایه عملی مجرمانه است چنانکه آقای پالیزدار به دلیل ایراد اتهام بدون مدرک به برخی مسوولان نظام، به ده سال زندان محکوم شد. آقای پالیزدار این سخنان را در جمعی ۳۰۰نفری بیان کرده بود و این در حالی است که آقای احمدی نژاد همین اتهامات اثبات نشده را در برابر میلیون ها ایرانی مطرح کرد اما به سرنوشت پالیزدار دچار نشد و تخریب شدگان، حتی اجازه دفاع از خویش را نیافتند.
۳- آقای احمدی نژاد مدعی است که در ایام انتخابات برای خود تبلیغی نکرده و اصلا ستادی نداشته است! این سخن البته یک دروغ آشکار است زیرا خود ایشان آقای هاشمی ثمره را به عنوان رییس ستاد خود انتخاب کرده بود و آن روزی که به مدد الطاف بی کران صدا و سیما بیست دقیقه وقت اضافی گرفت تا بگوید به او خبر رسیده که:« ملت به پا خواسته است» ! این خبر از کجا رسیده بود؟ و این ملت که در دقایق پایانی به پا خواسته بودند چه کسانی بودند؟!
۴- خرج کردن از کیسه بیت المال آن هم در آستانه انتخابات به خصوص در روستاها که مصداق خرید رای محسوب می شود و نیز استفاده از برخی نیروها درحوزه های اخذ رای برای یادآوری این هزینه ها به روستاییان چه مفهومی دارد؟
۵- موضوع تعرفه ها و کمبود ان در بسیاری از حوزه های اخذ رای و از همه جالب تر افزایش غیر عادی آرای ماخوذه از حوزه هایی که سقف آرای ان در انتخابات پیشین کاملا مشخص بوده است ،چه توجیهی دارد؟
۶- در انتخابات اخیر، آمار مشارکت بیشتر از دوره قبلی انتخابات است و تردیدی نیست که این عده همان اکثریت خاموشی هستند که آرای آنان در این دوره صرفا برای تغییر و نه تایید رییس دولت نهم بوده است که اگر اینگونه بود درهمان دور پیشین در انتخابات شرکت می کردند ،بنابراین با یک محاسبه ساده و با جمع میان کف آرای ده میلیونی اصلاح طلبان در دوره قبل و دوسوم آرای (حدودا) ۲۲ درصد افزوده شده به آمار ۶۲درصد پیشین، بازهم به رقمی بیش از رقم اعلام شده برای مهندس موسوی می رسیم .
و سخن آخر: بد نیست به ماجرایی اشاره کنم که پیش از انتخابات برای من رخ داد اما در آن زمان توجهی نکردم :
چند روز قبل از انتخابات، یکی از دوستان قدیم با من تماس گرفت و از من خواست که در جایی یکدیگر را ملاقات کنیم از او خواستم که مطلبش را تلفنی بیان کند اما او اصرار داشت که می خواهد به شکل مستقیم، مطلب را در میان بگذارد.
ساعتی بعد در میدان یوسف آباد (تهران) او را ملاقات کردم با سیمایی جدید که وقتی علت را پرسیدم، گفت؛ که در حال حاضر با ستاد آقای احمدی نژاد همکاری می کند و همین نکته کافی بود که دلیل اصلی وی در گذاشتن محاسن را بدانم .
دوستم بلافاصله پرسید که تحلیلم از انتخابات چیست؟ و وقتی من پیش بینی کردم که با توجه به افزایش مشارکت؛ میرحسین برنده انتخابات است. پرسید : «مطمئنی »؟ گفتم:« آری و در بدترین وضعیت و با فرض تقلب بازهم انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد»او گفت:«اما در ستاد احمدی نژاد از آمار ۲۴ میلیونی سخن گفته می شود که تقریبا برای همه اعضای اصلی به عنوان یک مساله قطعی تلقی می شود و به گفته آنان نتیجه انتخابات تمام شده است».
من با دلایل خاص خودم این مساله و رقم دقیقی که در ستاد احمدی نژاد مطرح شده را یک ترفند روانی برای روحیه دادن به هواداران، دانستم و به سخنان دوستم وقعی نگذاشتم تا اینکه او دو روز بعد از تماس اول، مجددا با من تماس گرفت و برای دیدار مستقیم با یکدیگر قرار گذاشتیم.
دوستم، این بار با تردید بیشتری نسبت به تحلیل دو روز پیش من گفت که در ستاد آقای احمدی نژاد با قاطعیت سخن از رقم ۲۴ میلیون رای می شود و می گویند:« بعد ازپیروزی، آقای هاشمی را به سرنوشت آقای منتظری دچار خواهند کرد و فرزندشان نیز محاکمه خواهند شد»(دادن شعارهای اهانت آمیز علیه آقای هاشمی در مراسم جشن پیروزی آقای احمدی نژاد و اقدام صدا و سیما در پخش این شعارها را یادتان هست؟). آنچه شنیدم به خصوص آن تاکید قطعی بر رقم ۲۴ میلیون اگرچه در آن دو ملاقات به نظر من نظری سست و بی پایه می آمد و من آن را رد می کردم ،اما اکنون و با عریان شدن برخی مسایل، هنوز هم نتوانسته ام خود را قانع کنم که آنچه به عنوان آرای احمدی نژاد اعلام شده واقعی بوده است.
