آقاي قوامي را از سال هاي پيش از انقلاب مي شناسم.زماني كه ۸-۷ سال بيشتر نداشتم و ايشان همسايه ما در قم بودند.برخورد دوباره من با حجت الاسلام قوامي به دوران پس از انقلاب و به انتخابات دوره چهارم مجلس از قزوین بازمي گردد. در آن انتخابات جناح چپ و حجت الاسلام عليخاني از آقاي قوامي حمايت مي كردند اما با وجود آراي بالا، برخي اقدامات شبهه ناك جناح رقيب مانع از ورود ايشان به مجلس شد. اين مقدمه كوتاه را آوردم تا يادآوري كنم كه بر خلاف برخي نو رسيده ها كه منافع خود را در ارتباط فصلي با قوامي مي بينند، سابقه دوستي و آشنايي ما باايشان مسبوق به سابقه است ليكن آنچه باعث نگارش اين مطلب شده است، ضرورت بيان چند نكته درخصوص بيانيه ي اخير ايشان در مورد اصلاح طلب نبودن مهندس موسوي و انتقادهاي تلويحي ايشان از حجت الاسلام عليخاني است. بنابر اين نكات ذيل را به اختصار بيان مي كنم:
1-جناب آقاي قوامي، فردي دلسوز، متدين و انقلابي است و من بر خلاف ايشان كه در ديدگاهي شگفت آور، ميل به تنگ كردن حلقه اصلاح طلبان و حكم به اصلاح طلب نبودن مهندس موسوي داده اند، معتقدم كه نه تنها ميرحسين موسوي فردي اصلاح طلب و آزادي خواه است كه حجت الاسلام و المسلمين كروبي و نيز شخص آقاي قوامي ، جزيي پر افتخار از پيكره اصلاح طلبي هستند، هرچند شخصا به پاره اي از روش هاي آقاي قوامي در مسير اصلاح طلبي انتقاد دارم.
2- چندي پيش از كناره گيري سيد محمد خاتمي از رقابت هاي انتخاباتي ، حجت الاسلام قوامي در جلسه ي هفتگي كه در منزل ايشان برگزار مي شود، با اشاره به انتخابات آمريكا و روش انتخابات درون حزبي پيشنهاد دادند كه براي انتخاب گزينه مناسب ، اصلاح طلبان چاره اي جز روي آوردن به همان روشي كه حزب دموكرات آمريكا براي انتخاب ميان اوباما و هيلاري صورت داده، ندارند و در همان جلسه نيز تصميم به راي گيري در اين زمينه گرفتند كه به ترتيب آقايان خاتمي،موسوي و كروبي حايز ۱۲،۱۰۲ و ۲ راي گرديدند اما پس از انصراف آقاي خاتمي، مشخص نشد چگونه آقاي قوامي به اين نتيجه رسيدند كه بدون مشورت با دوستان خود و برخلاف روش پيشنهادي خود مبني بر عمل نمودن بر اساس راي غالب اصلاح طلبان، رياست ستاد شخص ديگري را قبول كنند.
اين مساله به نوبه خود خالي از اشكال بود چرا كه دموكراسي چيزي جز آزادي انتخاب افراد نيست اما تعجب از آن زماني شروع شد كه آقاي قوامي بنا به روشي انحصار گرايانه حكم به اصلاح طلب نبودن آقاي موسوي داد و در حاليكه« انقلابي بودن» و«همراهي با امام» را به درستي به عنوان ويژگی كروبي نام برد اين حقيقت را فراموش كرد كه در اين دو ويژگي، آقاي ميرحسين هم چيزي كم از ديگر رقيب اصلاح طلب خود ندارد.
3-آقاي قوامي، بدون تدبير و در برهه حساس كنوني كه اصلاح طلبان اعم از مهندس موسوي و مهدي كروبي مورد تهاجم ناجوانمردانه مخالفان قرار گرفته اند دست به تخطئه موسوی و هواداران وي مي زنند و كار را به جايي مي رسانند كه گويي دغدغه ي تخريب موسوي و حاميانش براي وي اهميت و اولويتي بيشتر از پرداختن جدي به ضعف هاي آشكار دولت نهم دارد.
4-آقاي قوامي نوشته اند: «بدون طمع و ترس از كانون هاي قدرت و اقتدارگرايان در مقابل زياده خواهي هاي آنها محكم و استوار ايستادم و افتخار ميكنم كه اهل معامله نبوده و نيستم. مواضع روشن و شفاف اينجانب و دفاع از اصلاحات و اصلاح طلبي بركساني كه اهل سياست هستند، پوشيده نيست و سياست ما عين ديانت ماست ؛ لذا هيچگاه حاضر نشدم به اصطلاح نان را به نرخ روز بخورم. يك روز فرياد برسر اصلاحطلبان بزنم و دشمني با اصلاحطلبان را براي خود افتخار بدانم و روز ديگر خود را اصلاحطلب جا بزنم و از كيسه اصلاحطلبان بخورم و اسم آن را سياست و سياستمداري بگذارم. يك روز در فكر ريشه كن كردن فلان حزب و فلان حزب باشم و روز ديگر با همان احزاب متحد شده، عليه اصلاحطلب واقعي و يار وفادار امام حركت نمايم».
آفای قوامی در حالی اين سخن را بیان می کنند که گویا از ياد برده اند، برخلاف ادعاي ايشان حجت الاسلام عليخاني هيچگاه نان را به نرخ روز نخورده اند و حتي در دولت اصلاحات با وجود علاقه قلبي به محمد خاتمي و نهايت احترامي كه براي وي قايل بود يكسره به مداحي دولت مورد نظر خود نپرداخت و از بیان اعتقادات و انتقادات خود بر خلاف موج آن روز ابایی نداشت . ايشان در زمان روي كار آمدن دولت نهم نيز با وجود محدوديت ها ، همچنان بر مشي انتقادي خود در مجلس تاكيد و اصرار ورزيد تا جاييكه امروز وي را از جمله منتقدين جدي دولت احمدي نژاد مي شناسند.
5- آقاي قوامي از تغيير و دگرگوني در برخي سياستمداران سخن گفته اند در حاليكه در انتخابات پيشين رياست جمهوري با وجود حضور آقاي كروبي با آقاي معين همراهي مي كرد، هرچند بعدها به صراحت اعلام كرد كه از همراهي با معين در آن انتخابات پشيمان است و معلوم نيست چندي بعد در مورد روش كنوني اش چه خواهد گفت.اين پشيماني البته از ديد من يك نقطه ضعف و يا بي ثباتي محسوب نمي شود اما اگر آقاي قوامي برخي تغيير روش ها در عرصه سياست را مصداق نان به نرخ روز خوردن مي دانند بايد پاسخي هم براي اين دگرگوني ها و پشيماني ها داشته باشند ضمن آنكه اين پرسش را نيز بايد پاسخ دهند كه بر اساس كدام منطق بر خرد جمعي اكثريت اصلاح طلبان در انتخاب موسوي نام انتخاب اشتباه مي گذارند؟
6- حجت الاسلام قوامي از ثبات قدم در سياست سخن گفته اند كه البته چنين ادعايي اگر تنها در صفحات روزنامه، فرصت مجال بيايد؛ لاجرم شايسته پردازش و اغراق است اما از ياد نبرده ام پس از انصراف آقاي خاتمي، قوامي به اتفاق آقاي كاظمي نماينده پيشين ملاير در مجلس، به منزل حجت الاسلام عليخاني آمدند و با روحيه اي مستاصل ،آقايان كروبي ... و ... را خائن به اصلاحات دانستند بنابراين به عنوان يك اصلاح طلب حق دارم اكنون كه آقاي قوامي به سادگي حكم به بي ثباتي و فرصت طلبي ديگران مي دهند از ايشان بپرسم ؛ در حاليكه از گذشته تا كنون و قطعا در آينده حجت الاسلام كروبي را فردي معتقد دلسوزواصلاح طلب دانسته و مي دانم ؛تعجب مي كنم كه چگونه به قبول رياست ستاد انتخاباتي كسي گردن نهاده اند كه تا چند روز پيش او را به غلط، فردي خائن مي دانست! و از همه عجيب تر آنكه با چنين روحيه متغيري دست به انتقاد از ديگران مي زنند؟
در پايان ضمن تاكيد مجدد بر اينكه نه تنها حجت الاسلام كروبي و حجت الاسلام قوامي و همه كساني را كه هر يك به نوعي براي موفقيت اصلاحات تلاش مي كنند را اصلاح طلب مي دانم بلكه به عنوان نماينده پيشين مردم قزوين در مجلس شوراي اسلامي كه همچون قوامي طعم تلخ و بي انصافانه رد صلاحيت را چشيده ام، اميدوار باشم كه با پيروزي دوباره اصلاحات و عبرت آموزي از اشتباهات گذشته شاهد روزهايي سبز و نگرش هايي وسيع و همه گير در كشور اسلامي مان باشيم.