در آستانه سي و يكمين سالگرد پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي هستيم، انقلابي كه هرچند در مورد ريشه ها و دلايل بروز آن، سخنان بسياري بيان شده است اما با وجود جنبه هاي قابل تامل، باز هم اين توان را دارد كه با گذشت مدتي نسبتا طولاني؛ باز هم مد نظر و کالبد شکافی قرار گيرد. نگاهي به سرنوشت محمد رضا پهلوي و دستگاه هاي اطلاعاتي، امنيتي و نظامي ئي كه او در اختيار داشت، از يك سو و ناكارآمدي آن هيمنه و دستگاه عريض و طويل در برابر اراده مردم از سوي ديگر، بيش از هرچيز نشانگراين واقعيت است كه در مقولهي حكومتداري شاه، هيچ چيز، نمي توانست، جايگزين آن روشهاي شناخته شده اي باشد كه درچارچوبه يك دموكراسي واقعي، قابل رديابي است و اگر از دموكراسي واقعي سخن ميگوييم منظورمان مجموعه روشهايي است كه باعث مي شود؛ مطالبات مردم به راحتي و بي واسطه و تفسير و تحريف، به گوش حاكميت برسد و درعين حال؛ پاسخ در خور و شايسته اي را نيز از حاكميت بگيرد.
ادامه مطلب
